همانگونه که به یاد داریم در دوران صدارت ترامپ در کاخ سفید به بهانه مسائل هسته ای و اختلاف سلیقه های شخصی در کنترل منطقه ای تحریمهای بسیار دردناکی نصیب مردم ایران شد تا جایی که ظرف دوسال متوسط تورم قیمتها در کشور نزدیک به ده برابر (۱۰۰۰٪) رسید، چراکه طرف مورد قرارداد ایرانیان در هر زمینه ای، مورد جریمه و اعمال محدودیتهای اساسی قرار می گرفت. اینگونه شد که کافی بود یک شرکت، دانشگاه یا اداره متوجه شود که درخواست کننده یک ایرانی است، تماس ها بی پاسخ می ماند، کرکره ها را پایین می کشیدند و ایرانی از معامله ترد می شد. حالا همان پالیسی ها می رود تا دوباره نسبت به ایرانیان فعال شود با این تفاوت که زیان و خسران طرفهای قرارداد با ایرانیان آنقدر زیاد بوده است که گستره این تحریمها هم سایر زمینه های اقتصادی و غیر مرتبط را شامل می شود و از هم اکنون که دولت جدید آمریکا بارگذاری نشده، دولتها و موسسات در حال برنامه ریزی برای توقف معاملات و قراردادهای خود با ایرانیان هستند. این رویداد را می توان نوعی خود تحریمی و در رده تحریمهای نامشهودی برشمرد که به شکل ناخودگاه و فاندامنتال اقتصاد ایرانیان را تحت تاثیر قرار خواهد داد که قطعا گستره وسیعی از امور را نیز شامل می شود..
بنابراین قطعا زمستان و بهار بسیار سختی را در پیش روی خواهیم داشت و مطمئنا آخوند و سپاه که همواره منبع درآمد حداقلی خودرا داشته اند، از این بابت در پوست خود نمی گنجند، در خیالشان آنچنان ضربه ای به بنیاد خانوارهای ایرانی وارد می گردد که دیگر فرصت نفس کشیدن پیدا نکنند.
این موارد که از بدیهیات پایه ای در علم اقتصاد با استفاده از تحلیل تکنیکال است که هم دولت از آن آگاهی دارد و هم تمامی لندهور های مجلس شورای اسلامی، و شما قطع یقین بدانید ککشان هم نخواهد گزید.
شما خودتان قضاوت کنید در شرایطی که جامعه سیاسی ایران که به لطف گندکاریهای رضا پهلوی و یا دلاقکه مجاهدین خلق و دیگر هوچی ها، قادر نیست خودرا سر و سامان دهد و از فرط فقر سیاسی شدید ، بدون یک دستاورد مثبت فقط کشته و اعدامی می دهد… آیا رهبرانی مثل ترامپ و نتانیاهو نمی فهمند که همزمان با فشار حداکثری، دم از آزادی مردم ایران زدن؛ یعنی چه؟
پاسخ روشن است همه مارا ایستگا کرده اند و به ریشمان می خندند، آنوقت ما هنوز که پس ساعات بیشمار قطعی برق، چراغ خانمان روشن می شود، صلوات بر محمد و آل محمدی میفرستیم که همه بدبختی هایمان از این همین باور اهریمنی است و حاضر نیستیم از این باور دروغین دست برداریم و خرد پیشه کنیم.
در این میان مردم ایران خود باید به تمام کنشگران سیاسی و مبارزین هشدار دهند و کار و برنامه اساسی و طلب گفتمان روشن کنند، چرا که راهیابی حل بحرانهای کلان از کنشگری خرد آغاز می شود و سطوح بالاتر را احاطه می کند و از کسانی که گفتمانهای پنهان، مشکوک و غیر ایرانی دارند جدا دوری نمایند. باید روزی و جایی به سهل انگاری در پدافند از زندگی پایان داد تا بردگی اسلام رخت بربندد.