همه کوروش را هزار و دویست سال ماقبل اسلام می شمارند و مدعی هستند بر اساس این تعریف که کوروش به تمامی ادیان و عقاید احترام میگذاشت در مواجهه با اسلام نه تنها به اسلام احترام میگذاشت بلکه از آنجایی که کوروش خدا باور بوده است قطعا به اسلام می گروید…
پاسخ به این سفسطه مضحک و مغلطه مذبوحانه شاید در نگاه اول منطقی بنظر برسد اما بایستی گفت این دیدگاه برآمده از عدم شناخت کافی آرمان و آیین کوروش بزرگ است. پیشاپیش بایستی اینرا دریافت که قیام کوروش و فتوحات او به چه هدفی صورت گرفته و اساسا کوروش و پادشاهان هخامنشی چه عاملی را دشمن میدانسته اند و برای آن جنگیدند و حاصل آن امپراطوری هخامنشیان شد؟

مسلما تفاوت باورها عامل اصلی جنگها و نا امنی از دوران باستان تا به امرور بوده است. تفاوتهایی که چه در غالب آیینهای قومی و یا حدود گسترده تر آن نظیر ادیان و مذاهب، تعصباتی را تولید میکند که بدلیل فاصله ی همین تعصبات با منطق امنیت نهایتا جنگهارا با هدف کسب جایگاه برتر قدرت به عنوان راه نهایی ایمن سازی در بین اقوام باستانی دامن میزند، جنگهایی که شوربختانه بدلیل گرایشات ریشه دار آن در بین جوامع امروزی نیز دولتها را ناگزیر از تدابیر دفاعی، امنیتی و خصمانه وادار میکند.
پس کوروش نیز برآن شد تا برای برپایی باور خود و امنیتی که به برقراری آن امیدوار بود قیام کند و به قصد امنیت، آسایش و آزادی مردمان برای یکپارچه سازی سرزمینها قیام کند و در این راه به دولتهای استثمارگر و برده دار تاخت تا مردم را از چنگ بردگی برهاند و هرکس را در پذیرش خدای خود آزاد خواند. اما در همینجا نکته ای باریکتر ز مو وجود دارد که نباید از آن رد شد: باورهای استثمار گرا و استعماری که دشمنان خود یا غیر خودی ها را به بردگی میگرفتند از نظر کوروش مردود و ضد انسانی و ضد امنیتی تلقی میشد و بایستی دولتهایی را که وامدار چنین باوری بودند را منحل مینمود و این خصیصه را دلیلی بر ضعف و دروغین بودن آن باور یا خدای معروف آن برمی شمرد. اساسا به باور کوروش از بین تمام خدایان و آیینهای مختلف، باورهای مردم ستیز و برده دار چون با آزادی و ثبات امنیتی جوامع بشری منافات داشت با آن باورها و مبلغین و یا حاکمین متکی به آن می جنگید و یا حتی در مقابل نفوذ آن باورها سد میساخت… فتوحات کوروش و پادشاهان هخامنشی همواره در این جهت بوده است. به دیگر سخن به باور کوروش عقیده ای که تبشیری یا مدعی العموم نباشد و اصرار بر اسارت و بردگی سایر مردمان را نداشته باشد چون امنیت را بخطر نمی اندازد و جنگ طلب نخواهد بود محترم شمرده شده و بعضا تکریم هم میگردد. کما اینکه در کتیبه داریوش بزرگ در بیستون چنین آمده است که در فلان سرزمین اهورا مزدا پرستیده نمیشد من به آنجا لشکر کشی کردم یا فلان کسی بدروغ خودرا شاه یا خدا خواند و شورش کرد و سپاه من اورا بزد… در واقع داریوش به زیبایی عنوان میکند که اساس شورش و نا امنی آنارشیسم و یا سایر باورهای دروغینی بوده است که امنیت مردم در امپراطوری را به خطر می انداخته و در مبارزه با آن کوشا بوده است. کما اینکه میبینیم معابدی در مصر، بابل و اورشلیم بنا میکند یا بساخت مجدد آنها کمک میکند که آن باورها و خدایانشان هیچ ربطی به اهورامزدایی که ما می شناسیم ندارد نظیر باز گرداندن بتها به معابد مردمان اسیر در بابل و در عین حال نبرد و شکست بخت النصر که وامدار عقیده ی مذهبی استثماری بود. این رویه در مورد انگیزه های مبارزاتی داریوش بزرگ در دوره بعد از کوروش از نبرد با گئومات مغ تا حمله مجدد به بابل و حتی اورشلیم و یونان نشان از آن دارد که کوروش و آیین هخامنشیان دغدغه امنیتی-عقیدتی داشته اند و نه یک منش عقیدتی-سیاسی.
و برخلاف آنکه در طول تاریخ همیشه این مردم ایرانزمین بوده اند که مورد تاخت و تاز و قتل و غارت قرار گرفته اند، پادشاهان ایران، دولتهای دروغین و نابخرد را دشمن داشتند و همواره مردمان را تکریم کرده، شایسته ی آزادی دانسته و برای آنها شادی طلب کرده اند که این منش را بایستی یک دیدگاه و فرهنگ آریایی دانست و به آن افتخار کرد، آرمانی که هنوز که هنوزاست با گذشت قرنها از تولدش، بشر امروز از داشتن آن محروم است. باورهای افراطی و متعصب و استثمارگری که بواسطه استعمار، بهره کشی و غارت، بر جوامع امروز تسلط یافته اند، هرچند گهگاه خودرا به لودگی و مظلومیت میزنند اما نبایستی از ریشه های جنگطلبانه و دشمنی ریشه داری که این باورها در بستر تاریخ تولید کرده اند، غافل شد و از آن گذشت. این مشکل، سم، ویروس و یا هر نام دیگری که بر این عوامل ضد حقوق بشری و ضد امنیت جهانی بگذاریم بایستی درمان شود ولو بیماران مبتلا به آن، نیمی از جمعیت جهان باشند. با این تفاسیر و خصیصه هایی که از اسلام و اجزای این باور مذهبی میشناسیم، برخورد کوروش با آن و دستگاه حامی آن ودولتهای وامدار این عقیده جهادی و تسلیم جو مشخص خواهد بود.
مسلمان حضرت بخت النصر (ع) بود و نه کوروش بزرگ.
برقرار باد آیین ریشه ای کوروش بزرگ
پاینده ایران
کوبنده تندر