حمله اسرائیل به مواضع رژیم جمهوری اسلامی منطبق با دکترین کوروش بزرگ بود و ستودنی است.

کوروش بزرگ، نخستین پادشاه تاریخ بود که مفهوم امنیت را از سطح ملی و قبیله‌ای به سطح جهانی و بشری ارتقاء داد و نظم جهانی را بنیان نهاد. او برای نخستین‌بار اصولی تعریف کرد که بر پایه آن، مشروعیت حکومت‌ها نه تنها بر مبنای قدرت نظامی یا مذهبی، بلکه بر اساس میزان پایبندی آنان به حقوق بشر، کرامت انسانی، و رفاه ملت‌ها سنجیده می‌شد. در دکترین کوروش، حکومت‌هایی که مردم خود را قربانی می‌کردند، حاکمان خداساخته داشتند، از خرافات برای چپاول بهره می‌بردند، به ملت‌های دیگر یورش می‌بردند، برده‌داری می‌کردند یا سرزمین‌هایی را اشغال کرده و به ملت‌ها ستم می‌کردند، هدف مشروع حمله و سرنگونی بودند.

اگر جمهوری اسلامی ایران را از منظر این دکترین بررسی کنیم، تقریباً تمامی شرایط «مشروعیت‌زدایی» را داراست:

ایدئولوژی مذهبی ضدایرانی: حکومت بر اساس تفسیری از اسلام سیاسی استوار است که نه‌تنها با هویت ایرانی سازگار نیست، بلکه به‌وضوح با مظاهر فرهنگ، زبان، و تاریخ ایران در تعارض است.

فساد ساختاری و غارت منابع: نظام اقتصادی و سیاسی آن به نحوی طراحی شده که منافع عمومی قربانی اهداف ایدئولوژیک در منطقه می‌شود؛ از لبنان و سوریه تا یمن.

سرکوب سیستماتیک ملت: اعدام، شکنجه، سانسور، قتل معترضان، و ارعاب مردم، نشان از حکومتی دارد که اصول بنیادین کرامت انسانی را نقض می‌کند.

رفتار توسعه‌طلبانه منطقه‌ای: حضور نظامی در کشورهای منطقه، تجهیز گروه‌های شبه‌نظامی، و تهدید مستمر همسایگان، حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یک بازیگر مخرب منطقه‌ای تثبیت کرده است.

در ظاهر، حملات اسرائیل به مواضع سپاه پاسداران یا مراکز تولید پهپاد و موشک، اقداماتی در راستای دفاع از امنیت ملی خود هستند. اما اگر با رویکرد کوروشی به مسئله نگاه کنیم، این اقدامات را می‌توان حمله‌ای مشروع در جهت «رهایی مردم ایران» از چنگال یک حکومت ناسازگار با انسانیت دانست. آنچه کوروش نیز بر آن تأکید داشت، تفاوت میان حکومت و ملت بود؛ او همواره تلاش داشت با کم‌ترین آسیب به مردم، نظام‌های سرکوبگر را سرنگون سازد.

در دکترین کوروش، اگر جمهوری اسلامی، به عنوان یک نظام ضدانسانی و ضدایرانی، مورد هدف قرار گیرد نه برای اشغال ایران بلکه برای آزادسازی ملت، این اقدام نه تنها مشروع، بلکه ضروری تلقی می‌شود که در دستور کار انجمن پادشاهی ایران-تندر است. در این تحلیل، حملات اسرائیل – اگر هدفمند، محدود و مردمی‌محور باشد – نه تجاوز، بلکه گامی در مسیر بازگرداندن ایران به مسیر تمدن، آزادی و شکوفایی خواهد بود و البته بی هیچ تعارفی ستودنی است آنچنانکه می بینیم این اقدامات بی درنگ با استقبال هوشمندانه مردم ایران نیز مواجه شد.

ایرانیان به شکل غریزی این دکترین را می شناسند و با بستر سازی مناسب و آگاهی رسانی اساتید انجمن پادشاهی ایران در ۲۵ سال گذشته به شناخت کافی رسیده اند.  انجمن پادشاهی ایران-تندر هرچند در برخی مراحل با ارتش اسرائیل در این زمینه به هماهنگی کامل نرسید اما زمینه ساز اصلی این شرایط در میدان بوده و فرامین لازم را دستور کرده است که در آینده بیشتر آشکار خواهد شد. پیش از این حمله بارها و بارها از مجاری نظامی، امنیتی و سیاسی بدیلی که بتواند از این حملات و کشتار جلوگیری کند به مقامات جمهوری اسلامی ارائه شد اما آنها موارد را دست کم شمرده و تنها بدنبال تعقیب و ربایش یاران تندر برآمدند.

این نبرد تا پاکسازی کامل جمهوری ننگین اسلامی توسط فرزندان کوروش از پهنه آریابوم ادامه خواهد داشت.

پاینده ایران

برقرار آیین ریشه ای

کوبنده تندر

یادداشتی از سامان کیوانپور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *